{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنج دقیقه قبل قرار زنگ میزنه میگه :

پنج دقیقه قبل قرار زنگ میزنه میگه :
نمیرسم بیام؛ توام برو خونه.
میگم : منتظرت میمونم تا بیای.
خیلی جدی و محکم میگه :
هفته بعد میبینمت.
عصبی میشم و تموم جونم میسوزه از شیرینی قندایی که به شوق دیدنش تو دلم آب کردم ، دادوبیداد راه میندازمو میگم :
یا امروز یا هیچ وقت!!!
خونسرد تر از‌همیشه میگه :
باشه عزیزم!
هرطور راحتی...

بغض میشینه تو گلوم و یادم میاد :
من عاشقم نه اون!
اون میتونه نیاد،
میتونه بره
میتونه فراموش کنه
اما من...!
من نمیتونم.
به چشمام اجازه‌ی باریدن میدم
و با حنجره‌ی سبک شده از بغض میپرسم :
هفته بعد کجا ببینمت ؟!
دیدگاه ها (۲)

هر وقت " باران" می باردخاطراتِمان جانِ دوباره میگیردو این " ...

ما خیلی میترسیم یه روزاز خواب پاشیم ببینیم دیگه کسیرو دوست ن...

و تو ای عشق، باخته ات هستیم و میدانیم که راه را اشتباه رفتیم...

آن‌گاه که مردی به زبان نمی‌آورد زنی را دوست دارد همه چیز را ...

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۷۴گوشیم زنگ خورد (لارا)(نکته: پسرا این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط