هر لحظه با من باش ، در روح من جاری
هر لحظه با من باش ، در روح من جاری
تکرار من شو ، در خواب و بیداری
گهوارهی مهتاب ، شب خواب میبیند
که از چشمان تو ، هر شب اندوه میچیند
هر ماجرا شیرین ، هر روز رویایی
بی تو همه کابوس ، کابوس تنهایی
هر لحظه با من باش ، در انزوای من
تا آخر قصّه ، تا انتهای من
تکرار شو در من ، ما سهم هم باشیم
شاید به جرم عشق ، ما متهم باشیم
تا در حضور تو ، آشفته ی خویشم
در سفرهی عشقت ، بیگانه از خویشم
در باد میلرزد ، گهواره ی مهتاب
در بزم خورشیدی ، این سفره را دریاب
هر لحظه با من باش ، تا امتحان عشق
تکرار شو در من ، تا انتهای عشق
.
.
.
.
.
تا انتهای عشق ...
تکرار من شو ، در خواب و بیداری
گهوارهی مهتاب ، شب خواب میبیند
که از چشمان تو ، هر شب اندوه میچیند
هر ماجرا شیرین ، هر روز رویایی
بی تو همه کابوس ، کابوس تنهایی
هر لحظه با من باش ، در انزوای من
تا آخر قصّه ، تا انتهای من
تکرار شو در من ، ما سهم هم باشیم
شاید به جرم عشق ، ما متهم باشیم
تا در حضور تو ، آشفته ی خویشم
در سفرهی عشقت ، بیگانه از خویشم
در باد میلرزد ، گهواره ی مهتاب
در بزم خورشیدی ، این سفره را دریاب
هر لحظه با من باش ، تا امتحان عشق
تکرار شو در من ، تا انتهای عشق
.
.
.
.
.
تا انتهای عشق ...
- ۳۷۳
- ۰۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط