{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم گاهی آنقدر دلش میگیرد که به سایهای گرم میشود

آدم گاهی آن‌قدر دلش می‌گیرد که به سایه‌ای گرم می‌شود.
می‌بیند عجب چشم‌های دیوانه‌ای دارد.
و آغوشش بهشت است.
و صدایش آشناست.
سایه‌ای که از قصه‌ای دور آمده. از سرگذشتی دیرین. از دنیایی آشنا و از روزهایی آتشین.
آدم گاهی آن‌قدر دلش می‌گیرد که به سایه‌ای اعتماد می‌کند.
او را به شب‌نشینی رویا دعوت می‌کند. او را به حال خوش خلسه می‌برد.
آدم گاهی آن‌قدر دلش می‌گیرد که به سایه‌ای می‌گوید:
« گرمم کن. »

#شیماسبحانی


╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
دیدگاه ها (۰)

زیبایی ببینیم...موسیقی خیابانی چهار زن در تهران تابستان 1402...

•دیدی بارونُ وسطِ تابستون!؟واسه خدا اصلا غیرممکنی وجود نداره...

•ولی این زندگی هنوزم قشنگیاشو داره ❤️

رمان سونادو پارت۱

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط