{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران

باران
بهانه ای بود...
که زیر چتر من...
تا انتهای ک وچه بیایی........ کاش... .. نه کوچه انتهایی داشت..
و
نه باران بند می آمد
!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

به نظر شما چه هدفی داشته از این کار؟؟؟؟

عکس دخترم مهدیسه

هنوز اولین ها یادم است اولین باری که دیدمت اولین دوستت دارم....

خدای خوبم هیچ آغوشی ب گرمی آغوش تونیست هیچ معشوقی ب دلدادگی ...

در انتهای این کوچهٔ بارانیکه نفس های خستهٔ شهرپشت پنجره های ...

زیر چتر خدا بودن یعنی آرامشدر دل تاریکی‌ها... وقتی حضورش رو ...

رمان تهیونگ و جنی

زندگی تهش همون آرزوی قدیمی سهراب سپهریه که گفته؛ «ای کاش کسی...

رمان تهیونگ و جنی

🍁پاییز نزدیک است💛صدای خش خش🍁برگها....💛بوی مهر،عطرتلخ یار،،🍁ل...

عاشقانه های شبنم

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط