{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این که مدام به سینه ات می کوبد.قلب نیست.ماهی کوچکی است که

این که مدام به سینه ات می کوبد.قلب نیست.ماهی کوچکی است که
دارد نهنگ می شود .ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش می دهد و بوی
دریا هوایی اش کرده است.
قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس.
اما کیست که باور کند که در سینه اش نهنگی می تپد؟!
آدم ها ماهی ها را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه .
اما ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا
غوطه خورد قلب است.
هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد. تو چطور می خواهی
قلبت را در سینه نگه داری؟
و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله شود و وقتی دریا مختصر شود
و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم قانع.
این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ تنگ خواهد شد و
این آب ته خواهد کشید.
تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ
سینه به اقیانوس.کاش راه آبی به نا منتها می کشیدی و کاش این
قطره را به بی نهایت گره می زدی.
کاش...
بگذریم...
دریا و اقیانوس به کنار نا منتها و بی نهایت پیشکش.
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی.این آب مانده است
و بو گرفته است. و تو می دانی آب هم که بماند می گندد.آب هم که
بماند لجن می بندد.
و حیف از این ماهی که در گل و لای بلولد و حیف از این قلب که در غلط
بغلتد!
دیدگاه ها (۲)

قلب من قالی خداست تار و پودش از پر فرشته هاست پهن کرده او دل...

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد ...

پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است پشت سر هر آنچه که دوستش می...

من نبودم و تو بودی بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

ششم تیر روز خوبیه.سالگرد روزی که از دروازه‌های بهشت برگشتید؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط