تور کرده ای فرش که چهاسیر دامم کنی

تور کرده ای فرش که چه,اسیر دامم کنی؟
ریسمان در گردن اویختی که رامم کنی؟

زان شیوه عشوه گَرَت,در نگاه دشنه گرت
با آن زبان فتنه گَرت,چنین فراغ کامم کنی؟

این جزای من نیست ,رویا بافته ام چهل گیس
مبهوت دگر کیست؟با حرف وی خامم کنی

ای ستاره بلند اقبال,ای موی و چِشَم رَهَت زال
ظلم نیست شیر بی یال را درگیر جدالم کنی؟

جان به جامت ساییده ام, ز جدایی ها نالیده ام
صنما دورت تابیده ام ,تا به کِی خون جانم کنی؟

سرگشته و رنجیده ام,عشق تو سنجیده ام
وز درد خنجیده ام,گر بمیرمت حرفِ وفایم کنی؟

بود حال این درویش,رسوا و ز رقیب کیش
حسرت ماند در خویش,زان رُخَت آخر ماتم کنی

#اشک_آهنگ
https://music-fa.com/download-song/4990/
دیدگاه ها (۰)

قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ هجری خورشیدیدر نوامبر سال 1915 میلادی زمانی ک...

درها را به رویت میبندم . تو را پر کرده ام و تهی تر از خود......

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبودپیشه‌ اش، جز تیره...

(خون در وان)میخواستم تو را درونم بُکشم ...میخواستم این قلب م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط