مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشه‌ اش، جز تیره‌ روزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می‌ گذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرن ها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود
در قفس می‌ آرمید و در قفس می‌ داد جان
در گلستان نام از این مرغ گلستانی نبود
عیب ها را جامهٔ پرهیز پوشانده‌ ست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود
چشم و دل را پرده می بایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود
خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
شه نمی‌ شد گر‌ در این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را پروین به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
#پروین_اعتصامی

گاهی باید تاریخ را نگریست
گاهی باید برای عقب ماندگی گِریست
اداب و اندیشه مدفون میشد و خرافات چون قارچی از عقلهای پوسیده می رویید
انها روشنایی را هدیه کردند ولی همیشه تاریکی هوشمندانه تر در پی زنده به گور کردن استقلال ازادی خواهی بود.
شرمگین تر از آن نام بت شیاد خود را ازادگی نامیدند.
کاش ماشین زمانی در دست یک جانی ازادی خواه و وطن پرست بود.
#اشک_اهنگ
دیدگاه ها (۵)

تور کرده ای فرش که چه,اسیر دامم کنی؟ریسمان در گردن اویختی که...

قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ هجری خورشیدیدر نوامبر سال 1915 میلادی زمانی ک...

(خون در وان)میخواستم تو را درونم بُکشم ...میخواستم این قلب م...

این که در حَبشه تب بشود و تو با خبری خوب است و کمک برسانیم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط