چندپارتی

چندپارتی☆
درخواستی>>>

p.4

فردا صبح شد بود

 قرار بود ساعت ۱۲ بری الانم ساعت ۱۱ بود

رفتی اماده شدی و راه افتادی ...

ساعت ۱۲:۵

_خب خانم ات لطفا اینجا رو امضا کنید

_چ..چشم

با دستای لرزون برگه رو امضا کردی

پدر مادر جونگکوک اصلا راضی نبودن به ازدواج جونگکوک و اون دختره

بعد از امضا کردن برگه

به سمت پدر و مادر جونگ کوک رفتی

و لب زدی :

مادر جون و پدر جون ممنونم که ۳ سال منو به عنوان عروستون دوستم داشتین و تحملم کردید
خداحافظ

رفتی از اونجا بیرون که یکی بهت تنه زد سرت رو بالا اوردی دیدی همون دخترس

دست جونگکوک رو گرفته و داره میره

توهم خیلی سریع رفتی سمت همون ساختمونی که دیروز رفته بودی

ولی قبل از اینکه خودکشی کنی به جونگکوک پیام دادی و براش نوشتی :

جونگکوک مرسی که سه سال باهام هم خونه شدی و دوستم داشتی
ولی کاش از اون دختر مورد علاقت مطمئن میشدی چون اون دوست پسر داره

یه عکس براش فرستادی که دیشب داخل پیج اینستای دختره پیدا کرده بودی

در عرض چند ثانیه سین زد

وقتی عکسو دید شکه شد

_چ..چی

_توی عوضی ...دوست پسر داشتی

_راجب چی حرف میزنی

_خودتو به اون راه نزننن

سریع دوید سمت اون ساختمون حدس میزد اونجا باشی

رسید اونجا تو رو دید و بلند داد زد:

_لطفا همونجا بمون خو 

توهم یه پورخند زدی و همونجا وایسادی

و فقط نگاهش کردی ...

_حرف میزنیم ات لطفا وایسا

_حرفی با شما ندارم اقای جئون من و شما نیم ساعت پیش طلاق گرفتیم و دیگه باهم سنمی نداریم

_ات ...

_امید وارم با همسر جدیدت زندگیه بهتری رو باهاش رقم بزنی

_ات لطفا وایسا

و یک قطره اشک از گونه دختر سر خورد و خودش را رها کرد ...

_اتتتتتتت

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۵)

وقتی بهت خیانت میکنه

چندپارتی ~درخواستی^^^_ای..._ات خوبی نفس نفس می‌زدیموقع خواند...

وقتی بهت خیانت میکنه

وقتی بهت خیانت میکنه

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4_سوان نمی خوای یه تکونی به خودت بدی و...

چندپارتی☆p.4جونگکوک سمت ات رفت و اروم روی صندلی نشست _ات جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط