آن روز که #پسرش می رفت

آن روز که #پسرش می رفت
نگاهش به قد و بالا و عزم راسخش بود
آن روز که برگشت
پیکر خونی پسر
قاب عکس چشمان مادر شد
و #امروز ،نگاهش به ماست
که چگونه قرار است
بایستیم و ادامه بدهیم ؟!


#مادر_شهید #شهدا #شهادت #مدافع_حرم #نگاه #ایستاده_ایم #پاسدار #رزمنده #بسیجی
دیدگاه ها (۱)

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 50 (last part)چند هفته گذشته بود.غم ...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

رمان انتقام ازدواج کامل

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 این قاب در چشم‌های جیمین‌ به حد...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۹ : «کسی که نباید دوستش می‌داشتم»کلاس کا...

آن روز که #پسرش می رفتنگاهش به قد و بالا و عزم راسخش بودآن ر...

در روز تبادل پیکر #شهدا،یکی از شهدایی که عراقی ها کشف کرده ب...

دیدار مادر و همسر شهید مدافع حرم علی آقا عبداللهی با پیکر‌ ش...

دیدار مادر و همسر شهید مدافع حرم مصطفی‌ صدر‌زاده‌ با پیکر‌ ش...

مراسم تشییع پیکر مطهر شهید مدافع حرم «روح‌الله قربانی» تا دق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط