{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مترو نشسته بودم یهووو یه دختره اومد نشست کنارم خودشو چ

تو مترو نشسته بودم یهووو یه دختره اومد نشست کنارم خودشو چسبوند بهم





تا اومدم حرف بزنم یه اخونده اومد جلو گفت ایشون چه نسبتی باهاتون دارن تا اومدم بگم هیچی دختره گفت نامزدمه داریم میریم عقد کنیم اخونده گفت نمیخواد برید همینجا عقدتون میکنم هیچی دفترو در اورد خوندو کل واگن دست زدن

کثافتا همه فامیل بودن :|
دیدگاه ها (۲۰)

پسر بد (50)

اسم فیک: عشق در یک نگاه part: 6همون پسری که خیلی سرد و مغرور...

رمان : قلب در تاریکی

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

آخرین دعا 13

[•] عمارت عشق [•] part: 17_«با خودت چی فکر کردی هر*زه؟!؟!» +...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط