{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رفاقت٬حکایت سنگهای کنار ساحله

حکایت رفاقت٬حکایت سنگهای کنار ساحله
اول یکی یکی جمعشون می کنی تو بغلت
بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو اب
اما بعضی وقتها یه سنگهای قیمتی گیرت میاد ٬ که هیچ وقت نمی تونی پرتشون‌کنی.....
دیدگاه ها (۳)

زنده باد انکس که گاهی یادی از ما میکنداز خجالت ماغریبان راغر...

..

این «دنیا » را به انانی هدیه میکنم که به خیالشان دنیا فقط بر...

شب.....سکوت...تنهایی....

یه جمله هست که هیچ‌وقت از ذهنم نمی‌ره:«بعضی آدما اگه فقط یه ...

بعضی وقتا خسته نمی‌شی… فقط خالی می‌شی،نه اشکی می‌مونه، نه حر...

سناریو(درخواستی):وقتی داری موهای دخترتون و می‌بندی :نامجون :...

میری تو یه مغازه.یه لباس رو نگاه می‌کنی، قیمتش رو می‌پرسی، م...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

⚔️✨سناریو شیطان کش✨⚔️اگه شیطان کش ها گربه بودن🐈🐾پارت۲♡نزوکـو...

⁨⁨گاهی آدم‌ها عاشقِ تو نمی‌شوندعاشقِ آرامشی می‌شوند که کنار ...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

⁨⁨گاهی آدم‌ها عاشقِ تو نمی‌شوندعاشقِ آرامشی می‌شوند که کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط