{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم زن زندگی ات باشم ... زنی که پیش بند ببندد ، سیب

می خواستم زن زندگی ات باشم ... زنی که پیش بند ببندد ، سیب زمینی ها را سرخ کند
زنی که دستش فقط در خانه ی تو بسوزد
می خواستم زن زندگی ات باشم ... زنی که لنگه گوشواره اش را در خانه ی تو گم کند
و صبح های زود ، بوی لاک قرمزش ، در خواب تو بپیچد

می خواستم زنی باشم که اکثر مریضی های عمرش
صدقه سر زن بودن در خانه ی تو باشد (دیسک کمر،ضعف زانو)
و با اینکه خسته است
برایت چای دم کند
می خواستم سرم را با تو روی یک بالش بگذارم
و دوتایی بخزیم زیر یک پتوی مشترک
من
با تک تک سلول هایم می خواستم زن زندگی ات باشم!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱۲)

به قبله ام که سرگردان یک نگاه توست سوگند ایمان می آورم به شی...

شب وحشیم می کند. فکر تنتوقتی که خواب میکنم تو را در آغوشمچن...

هم تو می‌دانی هم من نفرین کار بیچاره هاست و نامردها هیچوقت ب...

عــشــق مــمــنــوعــــہ عشق ممنوعہ داشتن‌زن و مَرد نداردگاه...

گاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این که چطور با قلبی خسته ،...

PT/۳ ات اه افسوس: هی.. با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط