{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من غروب را به تماشا نشسته ای

با من غروب را به تماشا نشسته ای
آنقدر عاشقانه که تنها نشسته ای

حتما دوباره شایعه ها را شنیده ای
عمدا تو زیر پنجره ی ما نشسته ای

امسال تکه تکه زمستان بهار شد
انگار غرق گل شده هر جا نشسته ای

با چشم های بسته تو را حدس می زنم
حالا تو روبروی من اینجا نشسته ای

من خواب دیده ام که تو در انتظار من
در ایستگاه آخر دنیا نشسته ای


گفتی عزیز من چه غم انگیز این که تو
می خواهی آسمان شوی اما نشسته ای...! ...
دیدگاه ها (۴)

آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم !!تو می ...

آسمان آبــی عرفــان من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشما...

رفت و چشمم را برایش خانه کردم برنگشت بس دعاها از دل دیوانه ک...

امشب دوباره،کار دستم داد بارانفهمید دلتنگم، شکستم داد بارانم...

Part ³-با خودم حرف می زدم هنوز غرق زیبایی انا بودم رو مو این...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃ای "خدای" مهربانم ب...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط