{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.



حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!

روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

در کنـــار تـو قدم می زدم و دور و بــرم
چشم ها پُرخون شد ، قرنیه ها ریخت به هم

روضه خوان خواست که ازغصه ی مایادکند
سینه ها پاره شد و مرثیه ها ریخت بـه هم

پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد و قافیــه ها ریخت به هم

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟



.
دیدگاه ها (۵)

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ریخ...

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ...

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ...

حس و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه‌ها ر...

حس و حال همه ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ریخ...

حسّ و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به‌همشوق یک رابطه با حاشیه‌ها ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط