{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عریان ترین رویا

عریان ترین رویا
در جشن هم آغوشی
من غرق خیال تو
تو غرق فراموشی
بی تاب تو بودم من
تو تاب و تبت دیگر
رفتی و دلیلم شد
تنهائی و خاموشی....................... #شهزاد
دیدگاه ها (۴)

چقدر حرفای تکراریچقدر درد و خود آزاریچقدر عشقای بی روزنکه به...

هوا گرم است و طاقت رفته از فرمان گهی سرگیجه ی طغیان گهی سرا...

کاش می دانستی که چه دردی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن و چ...

باز دیوانه شدمابر وجودم را گرفتپنجه ی بُغض هویدا شد گلویم را...

نومیدی

چپتر ششم

پریسا با اصرار مرا به اپارتمانشان دعوت کرد نپذیرفتم گفت اگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط