{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا، در سراشیب تپه‌ها،

اینجا، در سراشیب تپه‌ها،
پیش رویِ غروب و دهانه‌ی زمان،
در نزدیکی باغ‌های سایه بُریده،
به همان کاری مشغولیم که زندانیان،
به همان که خیلِ بیکاران:
امید را می‌پرورانیم...
-محمود درویش
-ترجمه سعید هلیچی
دیدگاه ها (۰)

از یه جایی به بعد هر کاری میکرد که عمرش کم بشهنخ به نخ سیگار...

گاهی احساسات دود میشن و میرن تو قبرستون سیگارا#خانم_لونا

#اخرین_پیچ #پارت_10 - شوکه نشو پسر ...... این هر لحظه آدمو س...

#شراب_سرخ Part: ⁶⁰چشامو بستم و دیگه امیدی نداشتم حتی امید به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط