از یه جایی به بعد هر کاری میکرد که عمرش کم بشه

از یه جایی به بعد هر کاری میکرد که عمرش کم بشه
نخ به نخ سیگارارو پشت هم دود میکرد
دود میرفت تو ریه و حبس میشد
کاش زودتر میمرد و تموم میشد
به خودکشی هم فکر کرده بودا
ولی واسه عزیزاش درد آور بود، نمیخاست به باری بشه رو دوش عزیزاش
که ذره ذره آب بشن
نمیخاست کمر پدرش خم بشه یا مادرش از غم نبود یهویی بچش مریض بشه و غصه بخوره
گیر کرده بود بین موندن و رفتن برای همیشه ...

#خانم_لونا
دیدگاه ها (۰)

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:11باران با شدت به آسفالت برخورد می‌کرد و آسمان ا...

ابلیس

عشقی حقیقی پارت ۱۴

فیک جونگکوک

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part¹: ...

فیک تهیونگ عشق اجبار

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "29""ویو جئون آنجلینا"" • ...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط