از یه جایی به بعد هر کاری میکرد که عمرش کم بشه
از یه جایی به بعد هر کاری میکرد که عمرش کم بشه
نخ به نخ سیگارارو پشت هم دود میکرد
دود میرفت تو ریه و حبس میشد
کاش زودتر میمرد و تموم میشد
به خودکشی هم فکر کرده بودا
ولی واسه عزیزاش درد آور بود، نمیخاست به باری بشه رو دوش عزیزاش
که ذره ذره آب بشن
نمیخاست کمر پدرش خم بشه یا مادرش از غم نبود یهویی بچش مریض بشه و غصه بخوره
گیر کرده بود بین موندن و رفتن برای همیشه ...
#خانم_لونا
نخ به نخ سیگارارو پشت هم دود میکرد
دود میرفت تو ریه و حبس میشد
کاش زودتر میمرد و تموم میشد
به خودکشی هم فکر کرده بودا
ولی واسه عزیزاش درد آور بود، نمیخاست به باری بشه رو دوش عزیزاش
که ذره ذره آب بشن
نمیخاست کمر پدرش خم بشه یا مادرش از غم نبود یهویی بچش مریض بشه و غصه بخوره
گیر کرده بود بین موندن و رفتن برای همیشه ...
#خانم_لونا
- ۴۰
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط