{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی از جیمین

تکپارتی از جیمین

Swim with me


نشسته بودی به منظره رو به روت نگاه می کردی... دریا

محو تماشای دریای اروم بودی... موج های کوتاهش... رقص ملایم باد روی اب... قطره های سفید روی اب همچون مرواریدی گرانقدر می ماند که به واسطه نور خورشید بر سطح اب به وجود اومده بود

منظره فوق العاده حیرت انگیزی بود که قطعا هر کسی وادار به تماشای خودش می کرد

نقش و نگارهاش به خاطر سپردی و شروع به طراحی کردی... رقص هر موج... پرتوهای نور... به طور خیلی خاصی طراحی می کردی

سرت بالا می گرفتی، منظره نگاه می کردی و دوباره مشغول طراحی می شدی... هر از گاهی هم نوشیدنی کنار دستت سر می کشیدی و دوباره طراحی می کردی

غرق طراحی بودی، همون رشته ای که واقعا عاشقش بودی... با وجود مخالفت های زیاد والدینت بازم همین رشته انتخاب کردی اونم به کمک کسی که خیلی دوسش داشتی

با صداش که اسمت فریاد می زد، سرت بالا گرفتی

جیمین: ات... ات... عزیزم، نمیای با من شنا کنی؟!

خیلی دلت می خواست باهاش بری اما باید هر چه زودتر کارتو تموم می کردی... می خواستی سوپرایزش کنی... قطعا فقط از دریا طراحی نمی کردی... از دوست پسر*ت هم بود... از عشقت... از م*نحنی های بدنش... قطره های اب روی عضلا*تش... موهای خیس و پر از شن... طوری که شنا می کرد

خنده ای کردی، اگر بیشتر از این ادامه می‌دادی حتما بهت مشکوک می شد پس بلند داد زدی

ات: عشقم دارم میام ولی به شرطی که مثل دفعه قبل اذیتم نکنی؟!

خنده ای کرد و دستات گرفت... به محض رسیدن به لبه ساحل از پا*هات گرفت و تو رو انداخت رو کو*لش

جیغ زدی، هوار کشیدی اما فایده نداشت... می خندید و به کارش ادامه می داد... تا وسطای اب بردتت و اروم تو رو انداخت تو اب...

قدت نمی رسید، وحشت کرده بودی... دستات دور گردنش انداختی و بد*نت به بد*نش چسبوندی

ات: یاااه... بی ادب... حالا خوبه گفتم اذیتم نکنااا

خنده اش بیشتر شد، پا*هاتو دور کمر*ش قفل کرد، فا*صلتون کمتر کرد

جیمین: عشقم اگر من تو رو اذیت نکنم پس کی اذیت کنم، نفسم؟!

به ارومی گوش هاش گرفتی و کمی فشار دادی

ات: هیچکس، فقط من...

خنده اش بیشتر و بیشتر شد... بو*سه ای به پیشونیت... نوک دماغت... گونه ات... سپس ل*ب هات زد

جیمین: دختر لوس خودم اماده ای باهام شنا کنی؟!

لبخند ع*میقی زدی

ات: همیشه امادم... همیشه


پایان
دیدگاه ها (۴)

مهمچند روزی نیستم تا اون موقع فعلا شات هارو میزارم پس شات تا...

You know, the love story started when I looked at you and my...

I’m wide awakeI crave your taste all night long′Til morning ...

ازدواج قرار دادی ۶۹

#سناریو_بی_تی_اس وقتی امتحانت رو خراب کردی ( به عنوان برادر)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط