{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی از جیمین

تکپارتی از جیمین

You are not mine


داخل بالکن اتاقت بودی... روی صندلی چوبی نشسته بودی...
پتویی نرم و نازک رو پاهات داشتی که برامدگی پاهای ل*ختت می پوشوند...
کتابی با محتوای هیجان انگیز هم روی پاهات گذاشته بودی و تموم تمرکزت بهش داده بودی...
هر از گاهی هم از نوشیدنی خنکی که داشتی لذت می بردی

باد صبح بهاری موهای خوشحالت و زیبات به این طرف و اون طرف می کشاند و جلوی دیدت برای خوندن کتابت می گرفت پس به کمک انگشتات هر از گاهی موهات به پشت گوشت می رسوندی و دوباره مشغول خوندن می شدی

جیمین: می بینم که بازم مشغولی؟!

با شنیدن صدای اشنایی سرت بالا گرفتی... خودش بود...
پارک جیمین...
همون ایدل معروف که از قضا همسایت هم محسوب می شد...
تنها فاصله میان شما نرده های باریکی بود که بالکن هارو از هم جدا می کرد... به ارومی لبخندی زدی

ات: اوه... تویی... سلام جیمین شی... حالت چطوره؟... اره بازم دارم کتاب می خونم

خنده ریزی کرد... از همون خنده های معروف که قند تو دل طرفداراش اب می کرد...
دسته ابپاش برداشت و مشغول اب دادن به گل های زیبایی که باهم کاشته بودید، شد

جیمین: ممنون که حالم پرسیدی... مثل همیشه با دیدن تو و این گل ها دوباره جون گرفتم...
میدونی ات خوب شد اینارو اینجا گذاشتیم هیچ کدوم از همسایه هامون بالکنشون مثل ما نیست، مگه نه؟!

بعد اتمام حرفاش خنده ای کرد و ابپاش به سمتت گرفت

جیمین: اماده ای؟... میخوام کمی خنکت کنم،ات... پس نباید در بری

ات: نه لطفا... نکنیااا... جیمین نکن


..............


هل زده چشمات باز کردی...
قطره های بارون یکی پس از دیگری صورتت خیس می کرد... این باعث می شد اشک هایی که از چشمای بلوریت جاری شده بودن، دیده نشن...
با کمک دستات اشک هات پاک کردی و نگاهی به بالکن همسایه‌ات انداختی...
نه وسیله ای بود... نه گلی... نه جیمینی

جیمینی که مدام تو رویاهات بود و هرموقع خوابت می برد به سراغت میومد... خوشحال بودی حداقل تو خواب می دیدیش...
اون باهات حرف می زد و شوخی می کرد اما در دنیای واقعی اون متعلق به دنیای خودش بود...
دوباره ایدل... دوباره صحنه... دوباره طرفدارا

تو میموندی و جیمین خیالی... جیمینی که خودت رویاهات باهاش ساخته بودی... در اخر می دونستی که اون مال تو نیست

مال من نیستی...
هیچوقت هم نبودی...
تو مال من نیستی...


پایان
دیدگاه ها (۱۳)

حمایت؟!https://wisgoon.com/lena.kook

مبارکمون باشاز همتون ممنونم قشنگا حالا ی نظر بدید میخوام سه ...

My soul part 38ایندفعه سرم محکم رو بالشم کوبیدم و ملافم تا ب...

My soul part 37خیلی خب اقای خسته... بهتره لیدی و جنتلمن کمی ...

تکپارتی از جیمین Swim with meنشسته بودی به منظره رو به روت ن...

عکس سناریو ها تغییر کرد#سناریو_بی_تی_اس وقتی از عکس بچهگیات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط