برای تو مینویسم
برای تو مینویسم
در شبی که خواب ها
کمی انطرف تر از
چشمانم
خیمه بر پا کرده اند
و هل هله کنان شادی را سر میکشند
برای فرار از کابوس هایی
که زخم خورده دلتنگی هستند
برای تو مینویسم
که دلتنگم
دلتنگ ت و
و چه ساده مینویسم
ت و
با اینکه هر ثانیه
نفس هایت را
تقسیم میکنی با م ن
برای تو مینویسم
که ماه برای پلنگ
بوسه فرستاده
و برکه ها آشفته شده اند
برای تو مینویسم
یاکریم ها جا خوش کرده اند
کنار گلدان های مادرم
و سه تار قهوه ای ام
از سر ذوق طنازی میکند
برای تو مینویسم
که پاییز کوچ کرده
رو به ناکجا و باران را با خود برده
و زمستان بلندی شب ها را
هدیه آورده برای تنهایی
برای تو مینویسم
تا که
دوست داشتنت
پلی بسازد
برای گذر از این شب
دوست داشتنی من..
در شبی که خواب ها
کمی انطرف تر از
چشمانم
خیمه بر پا کرده اند
و هل هله کنان شادی را سر میکشند
برای فرار از کابوس هایی
که زخم خورده دلتنگی هستند
برای تو مینویسم
که دلتنگم
دلتنگ ت و
و چه ساده مینویسم
ت و
با اینکه هر ثانیه
نفس هایت را
تقسیم میکنی با م ن
برای تو مینویسم
که ماه برای پلنگ
بوسه فرستاده
و برکه ها آشفته شده اند
برای تو مینویسم
یاکریم ها جا خوش کرده اند
کنار گلدان های مادرم
و سه تار قهوه ای ام
از سر ذوق طنازی میکند
برای تو مینویسم
که پاییز کوچ کرده
رو به ناکجا و باران را با خود برده
و زمستان بلندی شب ها را
هدیه آورده برای تنهایی
برای تو مینویسم
تا که
دوست داشتنت
پلی بسازد
برای گذر از این شب
دوست داشتنی من..
- ۲۸.۵k
- ۰۹ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط