{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر بودن، بغل کرده بچه گربه در حال مرگ در وسط چهار راه ش

دختر بودن، بغل کرده بچه گربه در حال مرگ در وسط چهار راه شلوغ ولی‌عصر است. دختر بودن آب دادن به گلدان خشک کلاس است. دختر بودن شستن دست‌های کثیف بچه فال فروش است. دختر بودن اس‌ام‌اس‌های بی‌گاه به دوستی است که غمگین است. چسباندن جلد جدا شده کتاب‌های کتابخانه است. دختر بودن بستنی خریدن برای همکارهای خسته است. دختر بودن پی گیر کارهای دوستان بودن است، دختر بودن قصه نوشتن برای بچه‌های محک است. دختر بودن ماساژ دادن پاهای مامان، شانه های بابا است. تمیز کردن میز به هم ریخته برادر است.

دختر بودن از دردهای جهان کم می‌کند.
دیدگاه ها (۲)

یک وقت هایی می شود وقتی در خیابان راه میروم دلـــــم بد جور ...

مُراقــب بــآش به چه کسـی اِعتــمـــآد میکنی، “شیـــــــطان”...

..

مگر میشود زندگی مرا بهم ریخته آفریده باشی؟؟؟ خدای دانه های ا...

پارت ۳۰

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

امروز بلاخره چاپ شد ، پنجمین کتاب من ، توی هفده سال زحمت ، ه...

سناریو بلولاک

..بسم الله__خیلی ساده نخوانش..خیلی ساده لایکش نکن و نرو سراغ...

:)

«شنل قرمزی»می رفت بستنی بخرد.اسکناس مچاله ایدر مشت کوچک وهزا...

«شنل قرمزی»می رفت بستنی بخرد.اسکناس مچاله ایدر مشت کوچک وهزا...

«شنل قرمزی»می رفت بستنی بخرد.اسکناس مچاله ایدر مشت کوچک وهزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط