{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر خوانده

پدر خوانده

فصل دوم

مافیای من

part²⁴


ویو کوک:

همچنان در حال فکر کردن بودیم که یهو در با شدت کنده شد و تهیونگ با سرو صورتی خونی لباسای پاره شده و پای زخمی لب جر خورده موهای اشوفته... صحنه ای وحشت ناک بود.. اومد داخل..

ویو ته:


به محض اینکه چشمم به کوک خورد با عربده اسمش صدا زدم..
سمتش هجوم بردم دستام قاب صورتش کردم..

کوکی من(بغض) پسرکم.. عزیزکم.. چه بلایی سرت اوردن(اروم)

کوک: ت.. ت.. ت... ت.. تهیونگ ت.. تو اینجا. و. چیکار میکنی(شکه)

(برگردیم به زمانی که این بلاها سر تهیونگ اومد)


ویو ته:
درو با ارامش تمام باز کردم... به مرد هایی با گارد قوی و تجزیحات جلوم وایساده بودن نگاهی بی تفاوت انداختم.

خیلی بچه اید که دست به این کارا میزنید(نیشخند)

پیرمرد مجسمه فروش: ارباب کیم عزیز مارو مقصر میدونی درسته؟(اروم)
بهتره اداب معاشرت به پسرکت یاد بدی... میدونی که من از اینکه مجسمه های زشتم تعریف کنن متنفرم... پس بخاطر دروغی که گفت تنبیهش کردم(خنده)

هنوز هم مثل قبل دلایل مزخرفی میاری(خونسرد)

جلو رفتم...

اولین فرد با میله اهنگی به طرف هجوم اورد..
میله از دستش گرفتم با شدت زیاد به سرش ضربه زدم...

اینم پارت بعدییییی
پارت ²⁵ خشنه
دیدگاه ها (۱۷)

پدر خوانده فصل دوممافیای من part²⁵ویو ته: پهن زمین شد.. بیخی...

پدر خوانده part²⁶فیک جدید هم داریم.) ویو کوک: گردنم فشار داد...

پدرخواندهفصل دوممافیای منpart²³ویو یونگی: ارباب اون حرومی نم...

پدر خوانده فصل دوم مافیای من part²²ویو یونگی: اژ اونجایی که ...

part 5. three hearts, one love

#عشق‌یاهوس پارت ۷تهیونگ منو بلند کرد و داخل کالاسکه برد و سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط