{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هشتاد نه🍷🔪


گوشه وایسادم تا در اونجا رو بار کنه
ازش دلگیر بودم

چون هلم داده بود ، دستمو محکم کشیده زود و..
نفس عمیقی کشیدم که خودمو کنترل کنم و زیر گریه نزنم

+برو تو
با صدای خش دارش اینو غرید که باعث شد به خودم بلرزم و آروم جلو برم..

با پاهای لرزون داخل رفتم
با دیدن باغ خوشگلی که اونجا بود ابروهای بالا پرید

ریز خندیدم
اینجا چه خوشگل بود ..

متوجه نبودم که کوروش داره بهم نگاه می‌کنه وقتی نگاهش و دیدم رومو برگردوندم
ازش بدم می اومد

+برا چی تعقیبم کردی؟

با سوالش شوکه نگاهش کردم
_چی؟

فکمو گرفت و آورد بالا ، با اخمای در هم بهم نگاه کرد و با خشم بسیار زیاد غرید
+نفهمیدی عروسک؟ تکرار کنم برات؟ برا چی تعقیبم کردی؟

باز باید با سیاست رفتار میکردم

آب دهنمو قورت دادم
با بغض گفتم
+داشتی با یه زن حرف می‌زدی
دیدگاه ها (۴)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد نود🍷🔪تعجبش و دیدم _زن؟ زنی جز تو تو زند...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد نود یک🍷🔪موهام و با حرص چنگ زد بوسه ی کو...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد هشت🍷🔪با اخم سر تا پامو نگاه میکرد...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد هفت🍷🔪نه ای گفتم که پشت کوروش نامح...

آزادترین تقدیر

^فیک جونگکوک^(پارت۳۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط