{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلم درد غریبی ست که در جان دارم

غزلم درد غریبی ست که در جان دارم

من به چشمان تو عمری ست که ایمان دارم
#محمد_عسکری
دیدگاه ها (۷)

سراپا آتشم امشب، چه‌سان خاموش بنشینم؟لبی بگشا به عذرِ دوش تا...

کشد آنچه خاشاک از برق سوزانکشیده است هاتف همان از جدایی #هات...

ای که می‌پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟منزل او در دل...

به ماهِ من که رساند پیـام من که ز هجـــرانبه لب رسیده مرا جا...

عاشقانه های شبنم

عاشقِ جانانـه... از جان؛ بگذردجان؛ کند قرب...

کاش با قیمت جان من عمر تو میشد ممکنتا دهم جانی واز بهر تو عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط