{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگرچه در دل آن سنگ، جای ما نشده‌ست

اگرچه در دل آن سنگ، جای ما نشده‌ست
خوشا به من که دلم کاروانسرا نشده‌ست
همین که اشک مرا دید با رقیبان گفت :
هنوز با دل سنگ من آشنا نشده‌ست !
به گریه گفتمش ای ماه، رو میپوش از من
به خنده گفت که رویم هنوز وا نشده‌ست
نگاهش از من دلتنگ و یادش از دل تنگ
جدا شده‌ست به آسانی و جدا نشده‌ست
نماز خواندم و این جامه‌ی شراب‌آلود
هزار شکر که آلوده‌ی ریا نشده‌ست ...!
دیدگاه ها (۸)

شعر کامل ( و خدایی که به شدت کافیست )

توران صمدانی

#درین‌شب‌های‌مهتابی‌که‌می‌گردم‌میان‌بیشه‌های‌سبز ِ‌گیلان با ...

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا خانه اي دارد کنار ابرها مث...

پیش از اینها فکر می کردم که خدا  خانه ای دارد کنار ابرهامثل ...

عاشقانه ‌های زیبای زندگی پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(ع) تاریخ انت...

پیش از اینها فکر میکردم خداخانه ای دارد کنار ابر هامثل قصر پ...

پیش از اینها فکر میکردم خداخانه ای دارد کنار ابر هامثل قصر پ...

خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته استخـودم و جـدّم و جــدّ پـ...

امیر شعبانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط