چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا

چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
ز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما

تویی جان من و بی‌جان ندانم زیست من باری
تویی چشم من و بی‌تو ندارم دیده بینا
دیدگاه ها (۰)

بلبلِ سرمسٺِ دل، پَر زده بُسٺانِ ٺو ٺا ڪه...

خبری دارم و مهرٺ به دل ماسٺ هنوز، درمن از ؏شـق ٺ...

‌‌‌آدم هاى عجيـــــبى دارد اينجا. . .دوستـــــــــى هايشان ن...

دسـت هـایـت رابـدهمـن بی‌کسـماز سـکوت سـایـه‌هـادل واپسـمگـر...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

@hasti_kh_de2025 آذر ماهی جان تولدت مبارکتو،همون فرشته ای که...

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط