هر چی صورتمو شستم رد اشکام نرفت از هر دارویی زدم رد تیغا

هر چی صورتمو شستم رد اشکام نرفت از هر دارویی زدم رد تیغا نرفت
هر چی یادگاری بود شکستم یادت ولی نرفت به حافظه گفتم پاک کن حافظه از دست رفت #مهراب
دیدگاه ها (۱)

😏 😪 😪 😪

خنده هامو دوست داشت دیگه نمیخندم گریه هامو دوست داشت گریه نم...

امشب دیدیش ؟ آرهدلت تنگ شده بود ؟ آرهولی اون فقط از دور بود ...

😏 😏 😪 😪 😪

رمان بغلی من پارت ۶۴دیانا: اوه اوه این چرا درو باز کرد ارسلا...

شوهر دو روزه. پارت۸۵

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط