{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
𝑷𝒂𝒓𝒕𝟑𝟏
ته:پس قبوله

کوک: گفتم نهه من به این زودی با تو ازدواج نمیکنم

ته:زودد
منو تو یک ماه باهم دوست شدیم بعد میگی زوده

کوک:زوده دیگه همین الانم باهات نامزدم خوبه دیگه

ته:خیلی خوب باشه ولی اخرهفته یونگی و جیمین میخوان نامزد کنن

کوک:عههه خوبه

ته:اوهوم فردا میریم کره

کوک:خوبه خداروشکر میریم
کی مرخص میشم

ته:فردا صبح
میخوای بخوابی

کوک:باشه شب بخیر

ویو صبح
کوک
از خواب بیدار شدم ته بیدار بود سرش تو گوشی بود و مشغول پیام دادن بود

کوک:چرا اول صبح سرت تو گوشیه

ته: دارم به یونگی پیام میدم

کوک:اووو پس قرار کور بشی

ته:عاا چطور

کوک:عزیزم صبح زود بیدار شدی سرت تو گوشیه

ته:عزیزم پاشو اماده شو منم کارای مرخصی تو انجام بدم بعدش میریم سمت فرودگاه

کوک:باشه برو منم اماده میشم
ویو کوک
ته رفت منم شروع کردم به اماده شدن بعد 𝟐𝟎𝒎𝒊𝒏 کارم تموم شد
که ته اومد

ته:عزیزم کارت تموم شد منم کارای ترخیص و انجام دادم

کوک:اره امادم بریم ولی من باید با جیمین شی حرف بزنم

ته:اوو راجب چی اونم بدون من

کوک:درک کن نمیتونم بگم باشه عزیزم

ته:هعییی خب باشه تو هواپیما حرف بزنین

کوک:باشه اوکی

.....
ٔ....
دیدگاه ها (۰)

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕𝟑𝟐کوک:باشه اوکی ویو هواپیماکوک:تصمیم گرفت...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑... :از ته فاصله بگیر این فقط یه هشدار...

(هییی حمایت کنین من خیلی زیاد میازمممم)😑😇#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓...

چون من دختر مهربون خوبی هستم میزارم دو پارت🤭🙂‍↕️#اونـ_مالـ_م...

#اونـ_مالـ_منهـPart20کوک:ته بغلم کرد و حواسش به زخمم هم بود ...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط