~سرنوشت من چیست~
~سرنوشت من چیست~
پارت پنجم
ادامه..
ویو جونگکوک
بعد از حرفای هوپی دیگه واقعا
امیدمون از دست دادم و رفتم تو فکر...
ویو نامجون
بچهها برید استراحت کنید که فردا
کلی کار داریم و برید استراحت کنید
تا یکم اروم بشید
•●وقتی همه رفتن داخل اتاقشون و
استراحت کردن..شوگای قصه ی ما بیدار بود و تو فکر بود●•
ویو نامجون
ساعت ۳ بود و رفتم تو آشپزخونه تا اب بخورم
ولی صدای گریه شنیدم و صدا رو
دنبال کردم تا رسیدم به اتاق شوگا
راستش حدس میزدم بیدار باشه ولی نه با درد و گریه
ویو شوگا
همینجوری که داشتم بخاطر آینده و
اتفاقاتی که در گذشته برام افتاده بود فکر میکردم و گریه میکردم
با باز شدن در سریع اشکامو پاک کردم و از روی مبل بلند شدم
و وقتی چرخیدم به سمت در با صورت نگران کننده ی
نامجون مواجه شدم..
ادامه..
قشنگه؟
پارت پنجم
ادامه..
ویو جونگکوک
بعد از حرفای هوپی دیگه واقعا
امیدمون از دست دادم و رفتم تو فکر...
ویو نامجون
بچهها برید استراحت کنید که فردا
کلی کار داریم و برید استراحت کنید
تا یکم اروم بشید
•●وقتی همه رفتن داخل اتاقشون و
استراحت کردن..شوگای قصه ی ما بیدار بود و تو فکر بود●•
ویو نامجون
ساعت ۳ بود و رفتم تو آشپزخونه تا اب بخورم
ولی صدای گریه شنیدم و صدا رو
دنبال کردم تا رسیدم به اتاق شوگا
راستش حدس میزدم بیدار باشه ولی نه با درد و گریه
ویو شوگا
همینجوری که داشتم بخاطر آینده و
اتفاقاتی که در گذشته برام افتاده بود فکر میکردم و گریه میکردم
با باز شدن در سریع اشکامو پاک کردم و از روی مبل بلند شدم
و وقتی چرخیدم به سمت در با صورت نگران کننده ی
نامجون مواجه شدم..
ادامه..
قشنگه؟
- ۶۸۵
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط