{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

~سرنوشت من چیست~

~سرنوشت من چیست~
پارت هفتم

ادامه..
ویو شوگا
همینجوری که نامجون داشت
درمورد گزشته صحبت میکرد اشک های منم
همینجوری درحال پایین اومدن بودن
خیلی ناراحت بود..خیلی حالم بد بود
شوگا::مرسی که هستی نامجون(بغل)
من میرم یکم هوا بخورم حالم بده
توهم برو بخواب
نامجون::باشه برو

ویو شوگا
وقتی داشتم تو حیاط به این بزرگی
قدم میزدم یهو نمه های
بارون رو که به صورتم می‌خورد رو
حس کردم و چیزی نشد که بارون گرفت
و با خودم گفتم
هعیی چرا وقتی بــارون کــه میزنــه
بــوی خــاک بلنــد می شــه
امــا اینجــا بــارون کــه می زنــه
بــوی خاطــره بلنــد می شــه؟
وقتی روی تاب روی حیاط نشستم و از بارون
لذت میبردم..با خودم گفتم
واقعا گذشتـهـ..,
بہ چیت میبالے,,,؟
بہ بغض هاے شبانت؟
بہ دل هاے شڪستت؟
بہ سرنوشت تلخ ما؟
بہ روزگار نامردت؟
بہ سیاهے شبت؟

ادامه...
دیدگاه ها (۰)

~سرنوشت من چیست~پارت هشتمادامه...ویو جونگکوکوقتی با ساعت گوش...

هر سوالی که دارید ازم بپرسین

~سرنوشت من چیست~پارت شیشمادامه..ویو نامجونحالت خوبه شوگا؟چرا...

~سرنوشت من چیست~پارت پنجم ادامه..ویو جونگکوکبعد از حرفای هوپ...

#دوستی_اجباری#پارت_۱۱( پ/ت ) : کیم تهیونگ رو صدا کنید .( مدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط