{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت جوجه تیغی من

پارت۱۲ جوجه تیغی من
فردا صبح رفتید یو ای
«یو ای-ساعت۱۱ شب»
ویو باکوگو
کاترین امشب شام نخورده بزار براش ببرم
رسیدم دم اتاقش و در رو باز کردم
ویو نویسنده
کاترین:سلام...
باکوگو در اتاق رو بست که بعضیا نیان تو اتاق🙄
باکوگو:بیا امشب شام نخوردی برات آوردم
-من نمی‌خوام
+چرا؟
-ناراحتم
+خو چه ربطی داره غذاتو بخور
-نمیخورمممم
ذهن باکوگو:اول باید ببینم چرا ناراحته
+خو چرا ناراحتی؟
-از دست کارین خیلی رو مخمه اذیتم می‌کنه
+خودم اون نفله رو میکشم حالا غذا بخور
-نمیخورمممممممممم
+دِ نفله بخورد دیگهههه(داد)
کاترین بغض کرد چون صدای باکوگو خیلی بلند بود و رفت زیر پتو
باکوگو فهمید چی کار کرده و رفت لب تخت نشست
+ببخشید عصبانی شدم
-نمیبخشم قهرم
+میشه بیای بیرون؟
-نه قهرم بام حرف نزن
+چیکار کنم؟
-از دلم در بیار
+باشه
بعد پاشد رفت بیرون و رفت بیرون از خوابگاه و رفت برا کاترین شیر کاکائو و عروسک خرید و رفت تو خوبگاه دیگه همه خواب بودند و خوابگاه خالی بود رفت سمت اتاق کاترین و در زد و گفت:بیام تو؟
-بیا
باکوگو اومد لب تخت نشست و چیز هایی که خریده بود رو به کاترین داد
کاترین ذوق کرد و پرید بغل باکوگو(اوخودااااااااا🤭)
باکوگو هم یه ذره لپاش سرخ شد و گفت:بخشیدی؟
کاترین با سر تأیید کرد و بعد باکوگو شب بخیر گفت و از اتاق رفت بیرون و رفت و خوابید

ببخشید کم بود خیلی حال ندارم خستم
چطور بود ؟
شرایط پارت بعد ۸لایک ۹کامنت
من سعی کردم ایده ای که یک نفر داده بود به بهترین شکل اجرا کنم ولی خیلی خوب نشد👍🏻
💮⭐💝💞🍩🫐🍫🍓🌷🪼💖✨🌟
دیدگاه ها (۲۵)

گوجو کشیدم 😃البته می‌دونم ریدم

بگید😃👌🏻

درباره فیک

زیاد نشیم؟🥺✨💖

ادامه پارت۸کارین:وای باکوگو جونم بیا بریم خونه ی ماباکوگو دس...

ادامه پارت ۷«داخل خوابگاه »ویو کاترین بازم حوصلمممم ریدههههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط