{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که تهیونگ اسلحهشو درآورد و یه تیر زد تو سر مرده

که تهیونگ اسلحهشو درآورد و یه تیر زد تو سر مرده
ات. جیغغغغغغ
تهیونگ. آروم کر شدم
ات. ت.ت.تو چط.طور کو‌.کوشتیش
تهیونگ. راحت
ات. من من برم حمام
تهیونگ. برو با خدمت کارا میگم یه اتاق واست درست کنن
ات. باشه
ات رفت حمام و لباساشو پوشید
ات ویو
واووو چه اتاقی درس کرده کل این اندازی خونه ما
داشتم فکر می کردم که با داد تهیونگ افکارم پرید
اههههه دو دقیقه تو فکر خودمم تهیونگ نمیزاره
ات.بله ارباب
تهیونگ. امشب خانوادم میخوا بیاد تو باید نقش همسرم رو بازی کنی
ات. چی. ها .بله
تهیونگ. خوب بدو آماده شو اونجا به من میگی تهیونگ یا ته‌ته
ات.بله ارب..... یعنی تهیونگ
تهیونگ. برو دیگه
ات. چشم
پرش زمان به مهمونی
.............
۱۳۰تایی بشیم پارت بعدی رو میزارم
دیدگاه ها (۹)

پرش به مهمونی ات ویو در خونه رو زدن دیدم دوتا خانم مسن و دوت...

لیا روبه ات. تو زن اوپا منی ات.اگه منظورت تهیونگ آرهلیا.اوپ...

تهیونگ ویو درو که باز کردم با دیدن کسی که جلومه از عصبانیت ق...

سلام بچه ها چطورید من امتحانام تمام شد بلخره یه پارت الان نز...

وقتی پسر عموته و.....پارت ۴ویو اتکه یهو جر خوردم از خندهتهیو...

#ازدواج_اجباری پارت 6دکتر: همراه بیمار م‌ت: ماییم دکتر: همسر...

#playmate p⁹⁸تهیونگ:بگوجیمین:سه جون و ادماش ...تهیونگ:سه جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط