{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دربدرم ، در سفرم ، عاشق و دیوانه سرم

دربدرم ، در سفرم ، عاشق و دیوانه سرم
ناله به چشمانِ ترم ، واله و ویرانه سرم

دلشدهٔ کوی توام ، دار به گیسوی توام
مستِ تن و بوی توام ، محو لب و روی توام

جز تو به کس برحذرم ، گر که روم در خطرم
نازِ نگاهت نظرم ، هیچ مگو رهگذرم

سوز منی ساز منی ، نغمه و آواز منی
پای نباشد به رهت ، حاصل پرواز منی

خوار توام زار توام ، چون خس نیزار توام
آتش تو عشق من و مرد خودآزار توام

در ره تو بنده شدم ، شهره و تابنده شدم
بر سرِ این کوی و گذر ، مایهٔ هر خنده شدم

فانی ام و جانی ام و شاعر دلخوانی ام و
جان به رهت آنی ام و ساحل طوفانی ام و

سجده به جام تو کنم ، پای به دام تو کنم
کفر به کام خودم و عشق به نام تو کنم

مایهٔ شعرم تو شدی ، آیهٔ شعرم تو شدی
وزن غزل های دل و پایهٔ شعرم تو شدی❄ ️
دیدگاه ها (۱)

کاروان عمرسیلاب است وماهم ،خارو خس کس دراین دنیا نباشد هیچ ،...

شهری که همه در آن "می لنگند"به کسی که "راست" راه می رود می خ...

صد دانه ی‌ این تسبیح یک جمله به من میگفت: یک بار تو عاشق شوی...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

دربدرم ، در سفرم ، عاشق و دیوانه سرمناله به چشمانِ ترم ، وال...

دلشدهٔ کوی توام ، دار به گیسوی تواممستِ تن وبوی توام ،محو لب...

دلشدهٔ کوی توام دار به گیسوی توام مستِ تن وبوی توام ...

دلشدهٔ کوی توامدار به گیسوی تواممستِ تن وبوی تواممحو لب و رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط