{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مافیای

فیک مافیای
پارت دو
ویو ا/ت :
وقتی بیدار شدم با هیجان
رفتم دست صورتمو شوستم
لباس خونگیم رو پوشیدم
و از اتاق اومدم بیرون
دیدم آجوما بهم گفت
آجوما: ارباب صبحانتون آمادس
ا/ت:آآآ ممنونم
ویو ا/ت :رفتم بودم
صبحانام رو بخورم
«بعد از صبحانه»
آجوما: ارباب نامه تون
ا/ت:هان این از طرفه جیمینه
آجوما: بله
ا/ت:اما چرا ما باهمیم
آجوما: نیازی نیس حالا نامه تو بخون
می فهمی
ا/ت:بسیار خوب می خونمش
ویو ا/ت:
وقتی نامه رو خوندم به شدت
خوشحال شدم
آجوما: اا چرا ذوق زده شدی
ا/ت:☺
آجوما: خوب جیمین چی گفته
ا/ت:(نفس عمیق)
خوب جیمین بهم گفته که من رفتم فردای شب بر می گرده
آجوما: اا تو بخاطره اون خوشحالی
ا/ت:Yes
باید هر غلطی که بخوامو می کنم هاهاها
آجوما: نوچ
ا/ت:چییی
آجوما: قوانین اینجارو یادت رفته
ا/ت:اوه باشه ولی
بجاش میرم بیرون واسه خودم
لباس میخرم
آجوما: باشه الان میخوایی بری
ا/ت:آره
ویو ا/ت:
رفتم لباس بیرونی رو پوشیدم
ورفتم کلی لباس واسه یه خودم خریدم
و میکاپ مختلف و لوازم بهداشتی گرفتم
ورفتم به خونه لباس هارو مرتب کردم و یکم
خوابیدم
آجوما: ناهار آمادس
ا/ت :اومدم
«بعد از ناهار»
ا/ت: آجوما میشه برای من گوشی بیاری
آجوما: چشم
ویو ا/ت:
من بعد از ناهار
همش سرم به گوشی بود
دیدم یهو زود شب شود
آجوما: شام آمادس
ا/ت:باشه اومدم
«بعد از شام»
ویو ا/ت:
رفتم لباس خواب پوشیدم
زود خوابیدم


بچه ها پارت بعدی میزارم
دیدگاه ها (۲۰)

تو کامنت ها بگید

عروسک BT21

وای چه جذاب بود

عشق شعله ور یک مافیا

part ۲۱ویو تهیونگ ا/ت رو بغل کردم راهی خونه شدم رفتم به طرف ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط