{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج پر حاشیه من

ازدواج پر حاشیه من

پ.ا:سلام دخترم بیا بشین میخوایم باهات صحبت کنیم

ا/ت:(رفت نشست)بلییییی؟

م.ا:دخترم فردا شب ساعت ۸ قراره برای شام مهمون بیاد

ا/ت:یا حسین کی هستن؟

پ.ا:خانواده خواستگارت که درباره عروسی و اینا صحبت کنیم(پدر جان خیلی زود نیست🗿🎀)

ا/ت:چرا شما یه جوری با من رفتار میکنید انگار من یه شیئم که میخواین با یه قیمت کم از دستم خلاص بشین
(شخصیت اصلی❌️تخریب کننده✅️)

پ.ا_م.ا همزمان:چرا همچین حرفی میزنی

م.ا:ما فقط میخوایم تو خوشبخت بشی عزیزم

پ.ا:زن چرا پرروش میکنی اون بخواد یا نخوادم باید باهاش ازدواج کنه

ویو ا/ت:
سریع رفتم تو اتاقم درو محکم بستم تا تونستم گریه کردم که خوابم برد

فلش بک به یک ساعت قبل از اومدن مهمونا

پ.ا:دختر با این سرو وضع میخوای بیای جلو مهمونا بلند شو بلند شو

ا/ت:دیگه در اون حدم که نیست اینطوری که نمیام پیش مهمونا

پ.ا:پس برو آماده شو

ا/ت:مگه ساعت چنده

پ.ا:۷

ا/ت ای خدااااا

سریع رفتم یه دوش ۳۰ مینی گرفتم یه لباس عادی پوشیدم موهامو درست کردم
و.........

ویو جونگ کوک:
دیشب وقتی رسیدم عمارت پدرم زنگ زد گفت
فردا هماهنگ کردم ساعت ۸ بریم شام خونه ی اون دختره دربارش کلی تحقیق کردم اسمش ا/ت است و........الانم تو راهیم که برسیم به عمارتشون امروز صورتشو بدون نقاب میبینم خیلی کنجکاوم ببینم چه شکلیه
ولی برام مهم نیست چون فقط باید کارایی که میگم رو انجام بده😏
(می‌بینیم و تعریف میکنیم🎀🗿)

خب اینم از این پارت بچها من تصمیم گرفتم شرط نزارم اگه حمایت بشه روزی ۳-۴ بار پارت بزارم پس سیسیا اگه دوس داشتین حمایت کنین البته این تازه اولشه حیحیحیییی😈
بوسسس به همتونننن🎀🐺
دیدگاه ها (۰)

نه جدی جدی تو کدومشون بودی🤣🎀 تو کامنتا حتما بهم بگین عشقای م...

تو حال خودم بودم که یهو دستی لایه موهام رفت سریع فاصله گرفتم...

سیسیا اگه اسم بیماریارو بلد بودین حتما تو کامنتا بگین بهم بو...

عشق زیر نور ماه | قسمت 6

عشق زیر نور ماه | قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط