{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات شروع کردم به خوردن همینطور داشتم میخوردم مست بودم ولی

ات: شروع کردم به خوردن همینطور داشتم میخوردم مست بودم ولی بازم میخوردم

جونگکوک: داشت خیلی میخورد بهش گفتم بسه دیگه (ناراحت)

ات: اوووووو جئون جونگکوک بزرگترین مافیای کره برای من ناراحت شده خودت رو جمع کن (خیلی خفن وس ک سی)


جونگکوک: پاشو ببرمت خونت

ات: خودم پا دارم که برم

جونگکوک: پاشو بریم

ادمین.
جونگکوک اومد برایت استایل ات رو بغل کرد و گذاشت داخل ماشین

جونگکوک: کیم ات خونت کجاست

ات؛: نمیدونم (مست)

جونگکوک: الان چکار کنم میبرمش خونه خودم بعد فردا میره

ویو نیم ساعت بعد

جونگکوک: ات رو بغل کردم وبردم تو اتاق خودم خواب بود...
حمایت یادتون نره دوستون دارم تنکیو بای بای
دیدگاه ها (۱)

ددی جئون جونگکوک؛: خواب بود خیلی خوب بود چطوره کهه امشب.. نه...

ددی جئون فرداصبحات: از خواب باسر درد بدی بیدار شدم که یاد دی...

ددی جئون جونگکوک: داشتم از خنده پاره میشدم سه قلو تو که ندار...

ددی جئون دوش 10مینی گرفتم و لباس مشکی وخفنی (اسلاید بعد لباس...

ددی جئون جونگکوک: باشهات: بریم صبحونه بخوریم جونگکوک: سری ت...

ددی جئون ات: خب امروز برای ی ماموریتی باید به مدت سه هفته بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط