{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددی جئون

ددی جئون

فرداصبح

ات: از خواب باسر درد بدی بیدار شدم که یاد دیشب افتادم نههههههههههههه خاک تو سرم الان چطوری برم پایین بلاخره با کلی غرغر کردن با خودم بفتم پایین


جونگکوک: سر میز صبحونه بودم دیدم کیم ات اومدد پایین ولی اصلا نگام نکرد فقط گفت سلام


ات: رفتم پایین بدون اینکه نگاش کنم سلام کردم که دیدم داره یواشکی میخنده

ات: به چی می خندی مردک حسابی (لوس)

جونگکوک؛: باحالت کیوت بهم گفت به چی میخندی مردک حسابی

جونگکوک: هیچی بابا فقط یاد حرف های دیشبت اوفتادم بابای بچه هات (خنده طولانی از ته دل-)


ات: حالا نمیشد به روم نیاری مست بودم خب برای ادمی که مسته اینا عادیه (خجالت زده)

حمایت یادتون نره دوستون دارم تنکیو بای بای ❤️
دیدگاه ها (۱)

ددی جئون جونگکوک: خجالت کشیده بود وقرمز شده بود. جدی شدم خب ...

ددی جئون ات: بلند شدم که برم جونگکوک دستم رو گرفت ی هو ی حال...

ددی جئون جونگکوک؛: خواب بود خیلی خوب بود چطوره کهه امشب.. نه...

ات: شروع کردم به خوردن همینطور داشتم میخوردم مست بودم ولی با...

ددی جئون دوش 10مینی گرفتم و لباس مشکی وخفنی (اسلاید بعد لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط