قسمت سیزدهم ساره شس

قسمت سیزدهم 🦄 سٺاره ے شڪسٺہ🦄
★جیون★
-۱،۲،۳ بریم!
-Kiss Me Baby Ill must be Stay Here , Day By Day !
هممون داشتیم به ایون نگاه می کردیم! یه جوری می خوند...رو ریتم نبود زیاد...با احساس نمی خوند! مثل این که ذهنش درگیر بود
-Kiss Me Baby Just You Can Take Me,day By Day
-Stop!!!!!!!!!!
با فرمان دلیا هممون متوقف شدیم...رفت سمت ایون و داد زد: ایون!می دونی این چندمین اجراس؟؟ روز به روز به جای اینکه پیشرفت کنی پس رفت می کنی! این چه وضعشه! وقتی میگی Kiss Me یکم با خواهش و احساس یه جوری میگی Kiss Me که ادم زابرا میشه...
هممون پورخندی زدیم که ایون گفت:ببخشید دیگه تکرار نمیشه! دلیا سری تکون داد و رفت جلو و گفت:واسه بار اخر میریم! ۱،۲،۳
☆☆☆☆☆☆☆
★ایون★
اخیش بالاخره تمرین تموم شد...۵ روز دیگه واسه جشنواره باید بیایم اجرا...بین ۳۰ تا گروه...وایییی...اونم چه گروه هایی...از هیچ کدومشون به اندازه 4 Minaute نمی ترسم...با اهنگ I Hate You واقعا ترکوندن وCrazy هم محشر بود... اگه اونارو بخونن امکان برنده شدنشون زیاده...ما هم Day By Day و Suger Free رو اجرا می کنیم...مدیر اینطوری صلاح دونست...
انتهای سالن روی زمین نشسته بودم و پاهامو دراز کرده بودم...اب معدنی رو سر کشیدم...که همون لحظه در باز شد و تایلور اومد تو...بعد از اون آلایدر و بعدش...سایمی... لامصب همیشه توشون تک بود پسره نکبت خوشگل... نگاهی به من انداخت و بعد به دست پانسمان شدم نگاه کرد و اخم بزرگی کرد وا...اینم همش بلده اخم کنه...چلغوز بداخلاق...نگاهش کردم که رفتن و سر جاهاشون وایستادن و اماده شدن...رهبر رقصشون اومد و اروم اروم شروع کردن...اونا دقیقا به من پشت کرده بودن اما تو ایینه روبروشون می تونستیم همو ببینیم...گوشیمو از جیبم دراوردم و نگاهی بهش انداختم...مسیج از هوین...بازش کردم:
جونگ کی!امروز باید حتما ببینمت!
اه...اینم وقت گیر اورده...۷ سال انتظار دیدنشو کشیدم اما الان یهویی نمی تونم خودمو نشونش بدم...براش نوشتم:امروز نمیشه!باشه واسه یه روز دیگه...
گوشی رو تو جیبم انداختم و دوباره سرمو بلند کردم که از تو ایینه با چشمای فوق العاده عصبی سایمی روبه رو شدم...داشت با اخم شدیدی نگاهم می کرد...مگه چیکار کردم؟اینم روانیه!داشت می خوند و به من نگاه می کرد...یکم دقیق تر شدم ببینم چی میگه که صدای هیومین متوقفم کرد:
دختر مهربون و خوش قلب تی ارا چرا اینجا تنها نشسته؟
سرمو بلند کردم که اومد کنارم نشست و گفت:خیلی خوشتیپه! نه؟؟
با تعجب نگاهش کردم و گفتم:کی؟؟
نگاشو از روبه رو گرفت و به من دوخت و گفت:آلایدر!
لبخندی زدم و گفتم:چی!؟
خندید و گفت:ازش خوشم میاد! سری چرخوندم و به آلایدر نگاه کردم...چرا تا حالا متوجه نشده بودم! جدی جدی بعد از سایمی خوشگل ترین گروهشون آلایدر بود...قدبلندی داشت و اندام جذاب پسرانه...موهای سیاه براق پرپشت که بالا زده بود...چشم های سیاه سیاه به سیاهی شب...بینی و لب متناسب با صورتش و پوست سفید و صاف...واو ... واقعا خوشگل بود چطور تا حالا متوجه نشده بودم!؟ صدای هیومینو شنیدم:یه سال از خودم بزرگتره...ایون! احساس می کنم اونم از من خوشش میاد! با تعجب نگاش کردم و گفتم:از کجا می دونی؟ لبخندی زد و ادامه داد:وقتی نگاهش می کنم اونم یهو نگاهش روم قفل میشه...یا از قبل داشته نگاهم می کرده! بیشتر مواقع میاد طرفم و باهام سرصحبت باز می کنه و حین صحبت کردنش تو چشمام نگاه نمی کنه...یه جوریه...چطور بگم...خیلی مغروره...و در حال خیلی مهربون و دوست داشتنی...
ناخود اگاه ذهنم رفت طرف سایمی...اون دقیقا نقطه مخالف الایدره پس! نگاهش می کنم با اخم جواب میده! مهربون؟؟هه!عین عصا قورت داده هاس! واقعا زهرمار از این بیشتر به دل میشینه! وقتی باهام صحبت می کنه حتی مردمکشم تکون نمی خوره...هه...با حرص بهش نگاه کردم داشت با اعضای گروه حرف می زد و می گفت کی چیکار کنه...با عصبانیت نگامو ازش گرفتم که هیومین گفت:تازه شب مهمونی بهم پیشنهاد رقص و پیاده روی داد!!!!!!!! هه اونشب با جیون رقصید و باهاش قدم زد...صبر کن ببینم...والا اون با جیون مهربونه...چچچچ ۱۰۰٪ از جیون خوشش میاد...بدرک...
یعنی از جیون خوشش میاد؟؟؟نهههههه!!!!! اصلا من چرا دارم حرص می خورم!؟ اها! جیون واقعا لیاقتش بیشتر از این میرغضبه!ولی سایمی...اه ه ه...اصلا خیلی هم به هم میان!!!!!همین!
☆☆☆☆☆☆
★جیون★
با کریس به صفحه مانیتور زل زدیم واآآآای عجب چیزی شدهههههههه...اصلا اهنگ...فیلم برداری...همه چی عالیه...این اهنگ چیکار کنهههههه!!!می ترکونه!ایول به خودمون!
کریس دستی زد و گفت:ایول!عالی شده!معرکه اس!جیون!
سرمو برگردوندم و نگاش کردم که گفت:پیتزا که دوس داری؟
☆☆☆☆
‌-چطوره؟
تکه ای از پیتزا رو گاز زدم و گفتم:عالی!
یکم از نوشابشو سرکشید و گفت:ای
دیدگاه ها (۱۶)

My Love ❤ My Life💋 ❤ 😙 😍

ملکه ی تنهااااااااااا😢 😢 😔 💔 💔 💔

واقعا...درسته👍

هعیبیی...واقعا😔 💔

بهم گفت, عشق ' مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی م...

زخم کهنه پارت ۱۶ تعیونگ بیجواب :گفت گفتم توی خونه ول نچرخ ن...

زخم کهنه پارت ۴۶ تهیونگ هم حتما می آد بنابراین کیک رو برداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط