سلاممممم اینم از اولین ری اکتتتتتتتتتتتتتت
سلاممممم اینم از اولین ری اکتتتتتتتتتتتتتت
#ری.اکت.
« اگر یهو بوسشون کنی چه واکنشی نشون میدن»
کاراکترها:کایزه« شوهرم» باچیرا_رین_سائه
-------------------------------------------------------
کایزه
داشت با ایساگی دعوا می کرد که یهو لباس و بوسیش ،اولش تعجب می کنه و با تعجب بهت نگاه می کنه بعدش یه پوزخند مغرور می زنه و عمیق تر می بوستت.
-------------------------------------------------------
باچیرا
داشت با توپ بازی می کرد و بهت توجه نمی کنی که عصبی میشی و یهو میری سمتش و دست هاتو رو گونه هاش می ذاری و سرش به سمت خودت می چرخونی و می بوسیش تعجب می کنه اما بعدش لبخند می زنه و می زنه زیر خنده
-------------------------------------------------------
رین
داشت وزنه می زد که یهو میری سمتش و می بوسیش و بچه با یه نگاه من چطور گیر این افتادم بهت نگاه می کنه و بعدش با گرده جوری که انگار اتفاقی نیفتاده وزنه می زنه
-------------------------------------------------------
سائه
داشت کتاب می خوندن که رفتی سمتش و بوسیش، با همون نگاه که از سرد سردتر بود بهت نگاه کرد و برگشت کتابش خوند.
#ری.اکت.
« اگر یهو بوسشون کنی چه واکنشی نشون میدن»
کاراکترها:کایزه« شوهرم» باچیرا_رین_سائه
-------------------------------------------------------
کایزه
داشت با ایساگی دعوا می کرد که یهو لباس و بوسیش ،اولش تعجب می کنه و با تعجب بهت نگاه می کنه بعدش یه پوزخند مغرور می زنه و عمیق تر می بوستت.
-------------------------------------------------------
باچیرا
داشت با توپ بازی می کرد و بهت توجه نمی کنی که عصبی میشی و یهو میری سمتش و دست هاتو رو گونه هاش می ذاری و سرش به سمت خودت می چرخونی و می بوسیش تعجب می کنه اما بعدش لبخند می زنه و می زنه زیر خنده
-------------------------------------------------------
رین
داشت وزنه می زد که یهو میری سمتش و می بوسیش و بچه با یه نگاه من چطور گیر این افتادم بهت نگاه می کنه و بعدش با گرده جوری که انگار اتفاقی نیفتاده وزنه می زنه
-------------------------------------------------------
سائه
داشت کتاب می خوندن که رفتی سمتش و بوسیش، با همون نگاه که از سرد سردتر بود بهت نگاه کرد و برگشت کتابش خوند.
- ۷۶
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط