{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر سرش چتر گرفتم؛

بر سرش چتر گرفتم؛
دیدم
او خودش
باران است.
#عمران_صلاحی
دیدگاه ها (۱)

حتی اگر هرگزبار دیگر تو را نبینماحتیاج دارم بدانمجاییدر این ...

خوشا عشق‌و خوشا خون جگر خوردنخوشا مردن؛ خوشا ...

غمگینت خواهند کردبسیار هم غمگینآن‌وقت حتما مرا به خاطر خواهی...

یکی میخواد نیگات کنه ...نه، می‌خواد بشنُفٓتت ...می‌خواد بپره...

پیش از آنکه زمستان تمام شودpart: ۳ ...

پارت ۲ کمیکدوستان، سرش پارههههه شدمممممممالبته چهار تا دونه ...

این داستان:سرگرمی لوسیفر..🐥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط