{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار دیوار کوچه باغ

کنار دیوار کوچه باغ
سپیدار بلند را ژرف تفکر میکنم
و صدای چرخ ریسک را
که به سِهرِه سلام میکند
نوای بلبل برای گل همچنان طنین انداز است
و کوزه سفالی شکسته
که هنوز هم کوزه گر از آن آب مینوشد!
طبع لطیفی دارد مادر بزرگ قصه ها
هنوز هم دوست دارم سن و سالم کم شود
و غروب
بهانه های نیمروهای کاغذی کوکب خانم را از مادرم بگیرم!
هنوز دوست دارم مادر بزرگ بگوید
شبها قصه های تکراری را
و چه تکرار بی بهانه ای
هنوز دوست دارم کاردستی ، شیشه شربتی باشد
آن هم شربت سینه خردسالی سرما خورده
که به والدینش ثابت میکند بزرگ شده اند
و او را به امید خدا مداوا میکنند
آری همان شیشه ی خالی
و کمی بوی نفت
اینجا بغضم گرفت
برای صفهای خالی از هر حیله برای نفت
و دوباره بغضم گرفت
برای دختر بچه ها و پسربچه های هم بازی خودم
که اکنون سالهاست از هم دور شده کودکیهامان
آقا حاضر!
دستهایم بوی اختراع میدهند !!!
با شیشه چراغ درست کرده ام!
-اسمش چیست؟
چراغ الکلی ؟!
و خنده های بی تردید معلم خوب
ونمره بیست با همان تیک زیبا کنارش!
برای دوستم بغضم شکست
بعد از رفتنش یکبار بیشتر در خواب ندیدمش
و
دوست دارم دستهای بابا مدرسه را
که جیبهایمان را می گشت برای کمی تخمه ی آفتابگردان
اما غروب آنهمه پوست که کف ...
نگاهم بیش از این طاقت ندارد دور را نگاه کند
اشکها امانش نمیدهند
آری کنار دیوار کوچه باغ
سپیدار بلند را ...
مرتضی(هیوا)
دیدگاه ها (۲)

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

چند پارتی(درخواستی)

پارت هشتمپشت در، کسی منتظرم بودآرینا هنوز کلید سیاه را در دس...

P : 25

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وسوم: یک روزِ عادی---صبح.از دخمه بیرون ...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط