شاخهها تن به تقاضای شکستن دادند
شاخهها تن به تقاضای شکستن دادند
برگها یک به یک از شاخه به خاک افتادند
باز موسیقی تار شب و قانون سکوت
بادها باز هم آواز عزا سر دادند
بس که خمیازۀ فریاد کشیدم، دیریست
خوابهایم همه کابوس، همه فریادند
لب به آواز گشودم به لبم مُهر زدند
چشمم آمد به سخن، سرمه به خوردش دادند
گرچه یاران همه از شادی ما غمگینند
باز شادیم که یاران ز غم ما شادند...
#قیصر_امین_پور
برگها یک به یک از شاخه به خاک افتادند
باز موسیقی تار شب و قانون سکوت
بادها باز هم آواز عزا سر دادند
بس که خمیازۀ فریاد کشیدم، دیریست
خوابهایم همه کابوس، همه فریادند
لب به آواز گشودم به لبم مُهر زدند
چشمم آمد به سخن، سرمه به خوردش دادند
گرچه یاران همه از شادی ما غمگینند
باز شادیم که یاران ز غم ما شادند...
#قیصر_امین_پور
- ۹۹۱
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط