{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"آمدی جانم به قربانت" چه پنهان آمدی

"آمدی جانم به قربانت" چه پنهان آمدی
بیخبر مانند یک ناخوانده مهمان آمدی

آمدی آهسته صاحبخانه ی قلبم شدی
تا بنا از نو کنی این قلبِ ویران ، آمدی

با خودش می بُرد آن سیلاب تنهایی مرا
مثل یک ناجی میان موج و توفان آمدی

فرصتم کم میشد و هر لحظه دردم بیشتر
خوب دانستی که محتاجم به درمان ، آمدی

فکر میکردم زمانش دیر شد دیگر ولی
بهترین وقت است ، خوشحالم که الآن آمدی...
دیدگاه ها (۱)

#ترکیگؤز یاشینا باخان اوْلسا ، قان آخماز انسان اوْلان خنجر ...

#پاییززرد است که لبریز حقایق شده استتلخ است که با درد موافق ...

#پاییزچقدر زیباست در فصل پاییز من باشمو تو باشیوخش خش برگ ها...

آمدی لیلی ولی مجنون از اینجا رفته است...خسته شد از بی وفایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط