{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍃

🍃
آدمی به مرور آرام می‌گیرد، بزرگ می‌شود، بالغ می‌شود و پای اشتباهاتش می‌ایستد. آنها را به گردن دیگران نمی‌اندازد و دنبال مقصر نمی‌گردد. گذشته‌اش را قبول می‌کند، نادیده‌اش نمی‌گیرد و اجازه می‌دهد هر چیزی که بوده در همان گذشته بماند.
آدمی از یک جایی به بعد می ‌فهمد که از حالا باید آینده‌‌اش را از نو بسازد اما به نوعی دیگر می‌فهمد که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است، یک نعمت است و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد!
اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب می‌شود...
دیدگاه ها (۰)

بعد از رفتنش فهمیدم بعضی تجربه‌ها شبیه زخم نیستند که خوب شون...

بررسی شعر «رفتگان» از (تس)احضار غایبانبخش نخستــــــــــــــ...

همیشه می‌گفت که رفتن ها را باید از زبان انداخت، می‌گفت که حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط