{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خود را، شبی در آینه دیدم، دلم گرفت

خود را، شبی در آینه دیدم، دلم گرفت
از فکر اینکه قد نکشیدم، دلم گرفت"*
دیدم که نیست، موی سیاهی به روی سر
از کودکی، به پیری رسیدم، دلم گرفت
سرگرم بازی، کرد مرا، دست روزگار
از روی نوجوانی پریدم، دلم گرفت
آقا شدم، بزرگ شدم، این مقام را...
با قیمتی گزاف خریدم، دلم گرفت
با دست خویش، رشته عشق و امید را
از دست قلب خویش، بریدم، دلم گرفت
لعنت به من! که در گذر از باغ زندگی
حالی نکرده، غنچه نچیدم، دلم گرفت
پایان روز عمر، رسیده ست، کم کمَک
خود را ، شبی در آینه دیدم، دلم گرفت
دیدگاه ها (۱)

شب‌بخیر زیباترین مهتاب شب‌بیدار منشب‌بخیر شیرینی این‌دل گل ز...

امشب ای یار دلم سخت هوایت دارد..دل سودازده ام میل صدایت دارد...

مرا مست ڪردی شـــرابی مگر ؟گرفتی مرا شعــــــر نابی مگر ؟گرف...

بر بالشی از خاطره بگذار سرت راباشد که فراموش کنی دور و برت ر...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط