{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از صبح، یکی یکی بطری‌های آب رو می‌چینن.

از صبح، یکی یکی بطری‌های آب رو می‌چینن.
یکی یخ می‌ریزه توی وان‌ها، یکی کارتن‌ها رو باز می‌کنه، یکی هی می‌پرسه: «این مقدار کافیه؟»
انگار همه فقط یه نگرانی دارن...
مبادا کسی، وسط این داغ، تشنه بمونه.
عجیبه...
تو خودت لب‌تشنه شهید شدی،
اما اولین چیزی که برای بدرقه‌ت آماده شده، آب برای عزاداراته.


🗣مجله مردم
دیدگاه ها (۰)

فرزند شهید عبدالرحیم موسوی خطاب به پدرش نوشت:سلام یادت هست ک...

قلمت بشکند تاریخ اگر ننویسی؛ کسی که برای ایران و ایرانی عزیز...

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹⁹همه دور آتیش نشستن و یک ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط