{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیـنـه

آیـنـه
زن ها را خـوب میفهمـد
که تمـام غربتشـان را
پشـت رژ قرمز
خط چشـم نازک
و لـاک هاے رنگارنگشـان
پنهـان میکننـد
هر صـبح نقاب بی تفاوتی میزنند
به روے دلی که
آشوب و در هم است
و لبخنـدمهمـان ناخوانده ے
بیقـرارے هاے هر روز آنها
دیدگاه ها (۵)

ساکتم ... ساکت!!!اما پرم از حرفها...

هر که آیــــد گویــد: گریه کن ، تسکین استگریــه...

دنیا پر است از حرف هاے نگفته ،پر است از راه هاے نرفته،کار ها...

ﭼﻘﺪ ﺗﻠـــــــــــــــــخه...ﺑـــﻪ ﻫﻤـــــﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ بدے !!........

ماه و شبحپارت پنجم | رقص زیر نقابصبح روز بعد...سلین هنوز مشغ...

«blood shadows»(سایه های خونی) part 26/____نور طلایی صبح، آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط