{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔻

🔻

منتظر بودم که بگشاید
بر رویم آسمان تار
دیدگان صبح سیمین را
تا بنوشم از
لب خورشید نورافشان
شهد سوزان هزاران
بوسه ی تبدار و شیرین را
دیدگاه ها (۶)

هراس نیست مرا تا تو در کنار منی ...

🔻 همچون اَنارترک خورده اماز دلتنگی؛وقت چیدنم نرسیده ...؟!

عیدیِ من، عشقِ توست.... و خواندنِ اسمم دم گوشم و شنیدنِ دوست...

اینکهدرسینه یمنهستتو هستی،دل نیست...!

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۴(ویو لنا)=کمی وزنم بیشتر ش...

ترس شیرین. pt 23هانا با متوجه شدن حقیقت چشمام گرد شد ،یعن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط