پارت 3
پارت 3
ویو رورا
خب داشتم اماده میشدم برای ماموریت لباس هام رو پوشیدم و اماده شدم تفنگم رو بر داشتم گلوله ها رو اماده کردم
ویو فلیکس
چان اومدم پیشم گفت فلیکس به اعضا هم هشدار دادم به تو هم هشدا...
فلیکس نزاشت حرف چان تموم بشه و گفت
فلیکس: میدونم چان هزار بار گفتی مواظب باشم چون اونا قوی هستن چان فکر کنم زیادی اونا رو دست بالا گرفتی
چان: من هشدارم رو دادم ولی بازم مواظب باش
ویو رورا
توی راه بودیم که رامی وسایل لازم برای ارتباط رو داد روکا داشت برنامه ریزی میکرد اهیون قرار بود بمب بزاره و افراد رو دنبال خودش بکشونه بقیه هم که معلومه همین جوری با خودم توی فکر بودم که روکا گفت
روکا: رورا از فکر بیا بیرون رسیدیم
رورا: اومدم بریم
تفنگ رو بر داشتم و رفتم سمت یکی از ساختمون ها سوار آسانسور شدم که یهو........
☆پایان پارت☆
ویو رورا
خب داشتم اماده میشدم برای ماموریت لباس هام رو پوشیدم و اماده شدم تفنگم رو بر داشتم گلوله ها رو اماده کردم
ویو فلیکس
چان اومدم پیشم گفت فلیکس به اعضا هم هشدار دادم به تو هم هشدا...
فلیکس نزاشت حرف چان تموم بشه و گفت
فلیکس: میدونم چان هزار بار گفتی مواظب باشم چون اونا قوی هستن چان فکر کنم زیادی اونا رو دست بالا گرفتی
چان: من هشدارم رو دادم ولی بازم مواظب باش
ویو رورا
توی راه بودیم که رامی وسایل لازم برای ارتباط رو داد روکا داشت برنامه ریزی میکرد اهیون قرار بود بمب بزاره و افراد رو دنبال خودش بکشونه بقیه هم که معلومه همین جوری با خودم توی فکر بودم که روکا گفت
روکا: رورا از فکر بیا بیرون رسیدیم
رورا: اومدم بریم
تفنگ رو بر داشتم و رفتم سمت یکی از ساختمون ها سوار آسانسور شدم که یهو........
☆پایان پارت☆
- ۷۳
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط