{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 5

پارت 5

ویو رورا


یکی دستشو گذاشت روی شونم منم دستش رو گرفتم پیچ دادم و رومو برگردوندم و زدمش یه یهو روکا توی ارپاد شروع کرد به حرف زدن
روکا: رورا بیا پشت بام ساختمون بغلی شاید به توافق رسیدیم

ویو فلیکس

از ماشین پیاد شدم شروع کردم به مبارزه بعد از تموم شدن کار رفتیم به سمت انبار وسایل تا اینکه اونا هم هم زمان با ما رسیدن (یادم رفتم بگم بنگ چان و روکا قبل از ماموریت موقعی که داشتن هم دیگر رو معرفی میکردن عکس اعضای دشمن رو نشون دادن برای همین همو میشناسن)
وقتی دیدمشون شیش نفر بودن پس اون یکی کجاست بنگ چان و روکا تصمیم گرفتم توافق کنن تا اینکه دیدم روکا به رورا خبر داد که بیاد کنجکاو شدم از نزدیک ببینمش

ویو رورا

رفتم روی پشت بوم همه داشتن حرف میزدن اون جور که معلوم بود به توافق رسیدن چون معلوم بود همه به توافق رسیدن به همه سلام کردم داشتیم حرف میزدیم که..........

☆پایان پارت☆
دیدگاه ها (۳)

پارت 6ویو فلیکس که دیدم رورا یک نیشخند زد و رفت سمت اخرای پش...

50تایی شدنمون مبارک💖💖💖💖💖

ممنون از حمایتتون عزیزم

پارت 3ویو روراخب داشتم اماده میشدم برای ماموریت لباس هام رو ...

پارت 4ویو رورا که یهو ارپاد توی گوشم به صدا در اومد رامی بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط